اشعار و دلنوشته های یک معلم

خرید بک لینک
زبان و ادبيات فارسـي در ميان زبانهاي زنده ی دنيا بي شك عالي ترين حالات روحي و زيباترين لحظات را براي خوانندگان خود ايجاد مي كند .درطول تاریخ اسلام تاکنون این ادبیَات بوده که به عرفان حلاوت وماندگاری بخشیده وموجبات ترغیب جویندگان دانایی به چگونگی روش زندگی وهمچنین محتوای مسلک عرفان رافراهم نموده وتحت عنوان ادبیات عرفانی شهرت پیداکرده وهم اکنون هم زیباترین متون,متون ادبیات عرفانی خاصَه نظم است .لذابعدازظهوراسلام تاکنون,عرفان چنان درادبیَات درآمیخته که گویی این دوبه هم لازم وملزوم گشته وانفکاک ناپذیرند.بنابراین ادبيات منظوم فارسي كه سرشار است ازبهترين نكته سنجيها و ظريف پردازيها، فلسفه ي حيات و ممات و عشق ورزي را به بهترين نحو به فارسي زبانان مي شناساند. این قلم با بهره گیری از قریحه خدادادی و عشق و علاقه شخصی دلنوشته هایی دارد که مایل است با شما خوانندگان عزیز به اشتراک گذارد. لذاسعی شده است درحد بضاعت كلام به زيور فصاحت و بلاغت و ساير مُحسنات لفظي و معنوي آراسته شود. باشد که ان شاءالله مقبول طبع عزیزان قرار بگیرید و نسبت به ایرادات احتمالی بادیده ی اغماض نگریسته و در تکمیل آن یاری نمایند.بیشک توفیقات خودرادرهرامری ازخدای عزَوجل میدانیم ومدام براوتوکَل می کنیم,که بهترین,تنهاترین ووالاترین کفایت کننده است.حجت همَتی (متخلَص به رومی) اردیبهشت ماه 1397https://t.me/Divanehemmati اشعار و دلنوشته های یک معلم...

ما را در سایت اشعار و دلنوشته های یک معلم دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 138 تاريخ: جمعه 25 شهريور 1401 ساعت: 22:45

پیمانه«نمیدانم چه درپیمانه کردی»که این دلداده را دیوانه کردیبه آن گلگونه گیسوی نگاریندل از ره بردی ومستانه کردیکمانگیری و صیّادی و طنّازدل رم کرده را در خانه کردیچو شمعی در میان غار تاریکبه گردش جان و دل پروانه کردیعبیری،مُشکنابی،چشمهساریمیان هر دو چشمم لانه کردیدل دیـــــوانه ام اندر قفایتببردی عـــاشق جانانه کردیبرو همّتی اندر دام خود جوکه دام خویش را کاشانه کردی23/5/1401 اشعار و دلنوشته های یک معلم...

ما را در سایت اشعار و دلنوشته های یک معلم دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 131 تاريخ: جمعه 25 شهريور 1401 ساعت: 22:45

ساقیاساقیامن می نخواهم،جان بی پیمانه خوشگرد می هرگزنگردم،جانب جانانه خوشیاوه گوبرفوق منبر بانگ مستی می زندمن ز بیرون می نمی خواهم،ولی درخانه خوشگرشوم همصحبت مردان پست نامرادکاخهارا من نخواهم،گوشه ی ویرانه خوشهرکسی زین دوره گر آلوده ی تزویرشدپس چه نیکوتر بُود آنرا که با میخانه خوشای که در سر زرّ نمودی،زرّ نمی ماند حذرهمچو گنجشکی بمانی کاو به آب ودانه خوشخنده ی بی غم اگر شد بر فگاری بی معینپس چنان بهتر که باشی با دل دیوانه خوشمسجد ومحراب اگر کارش همه جنگ وریاستدشمنی آنجاست مردم،موطن بیگانه خوشاشک صادق را درون مسجد ومنبرمجوگریه هایت پس اگربرسوزش پروانه خوشقوت در آن عالم جانانه می آید پدیدگوش کن رومی نگردی با زرّ این خانه خوش1401/6/1 اشعار و دلنوشته های یک معلم...

ما را در سایت اشعار و دلنوشته های یک معلم دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 133 تاريخ: جمعه 25 شهريور 1401 ساعت: 22:45

صفحه بندی